* ذره بین *

گاه نوشته های مرتضی خلینا

تمام نوشته هاي مربوط به تگ ’فرار مغزها‘

مراسم پایان دوره و جشن اهدای مدال ۹۰

مراسم پایان دوره و اهدای مدال المپیادهای علمی کشور سال ۹۰ ، در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ با حضور وزیر آموزش وپرورش، معاون علمی فناوری رئیس جمهور، رئیس کمسیون فرهنگی مجلس و معاون پرورش استعدادهای درخشان و دانش پژوهان جوان آموزش و پرورش برگزار شد. دانش پژوهانی که به همراه پدر و مادر خود در این مراسم حضور یافته بودند، پاداش معنوی سالها سرمایه گذاری را دریافت نموده و به نحو شایسته ای از زحمات ایشان تقدیر شد. اگرچه این جشن با تاخیری حدود ۷ ماه انجام شد، اما نحوه برگزاری آن نسبت به جشن مدالهای سال ۸۹ روند رو به رشدی را نشان میداد.

از روزهای پایانی سال ۱۳۹۰ دوستانی در درون باشگاه دانش پژوهان جوان لزوم اطلاع رسانی به موقع و همگانی آیریسک را احساس کرده اند و حمایتهای معنوی خوبی را از این مجموعه انجام میدهند. در این رابطه از دیدگاه انتقادپذیر مدیریت جدید -جناب آقای میرزایی- و روابط عمومی باشگاه -جناب آقای صولتیان- کمال تشکر را داریم. در این بین هنوز کسانی وجود دارند که فکر میکنند جریان باز اطلاع رسانی، سنگ بزرگی در برابر فعالیتهای آنها است و این موضوع را در این جشن نیز ابراز نمودند. به این دوستان یادآوری میکنیم که پوشش ضعفها و عدم اطلاع رسانی، هیچ گاه به این معنی نیست که مشکلی وجود ندارد و بالاخره دم خروس از جایی نمایان خواهد شد. با توجه به اینکه هدف مجموعه آیریسک و معاونت دانش پژوهان جوان، پیشرفت علمی و سطح آگاهی نوجوانان ایرانی است، امیدواریم در آینده نزدیک هم افزایی مناسبی صورت گیرد تا دانش پژوهان از آن به طور کافی بهره مند شوند. به یاد داشته باشیم با درجا زدن در دنیایی که هر لحظه دانش افزایی دارد نمیتوانیم جایگاه مناسبی را به دست آورده یا حفظ کنیم.

مجموعه آموزشی و اطلاع رسانی آیریسک در پنج سال گذشته سهم بسیار بزرگی از بار آموزش و اطلاع رسانی حوزه المپیاد را به دوش کشیده است و در هر مقطعی که دانش پژوهان نیاز به همراهی و یاری داشته اند در کنار ایشان بوده است. این نخبگان سرمایه های ایران و باشگاه دانش پژوهان هستند و بدون ایشان و قدمهایی که در طول مسیری چند ساله با ایشان برداشته شده است، المپیاد ایران اندوخته و قدرتی برای رقابتهای جهانی نخواهد داشت. پس بهتر است به جز هنگام جشن و شادی، در هنگام سختی ها نیز با آنها همراه و همفکر باشیم. زیرا یک نخبه، علاوه بر استعداد خدادادی، نیاز به رشد در مسیر مناسب دارد.

امیدواریم با نظر مساعدی که مسوولین معاونت دانش پژوهان برای برگزاری جلسات هم اندیشی و برنامه ریزی المپیادهای کشور دارند، بتوانیم تاثیرگذاری بیشتری بر کاهش مشکلات جامعه المپیادی کشور داشته باشیم. جامعه ای که هرساله بیش از صدهزار دانش آموز آن را تشکیل میدهند و جمعیتی چند میلیونی در سراسر جهان پشتیبانی آن را بر عهده دارد. باید برای تمام این سرمایه ها برنامه ریزی و خدمات دهی مناسب انجام شود، زیرا نمیتوان انتظار داشت از زمین بایری که به امید خدا رها شده و گه گاه به آن رسیدگی میکنیم، بهترین میوه ها را برداشت کنیم.

 

» ديدگاه ۱
ذوق دیده شدن

پس از جان گرفتن سایت المپیادهای علمی ایران، در نامه هایی جداگانه به مسوولین مختلف آموزشی، از آنها برای معرفی سایت در نهاد تابعه دعوت به عمل آمد، اما پس از گذشت ۴ سال، هنوز اقدامی صورت نگرفته است. اکنون پی بردم که در سالهای فعالیتم زمینه المپیاد، اینقدر از عادی دیده شدن خوشحال نبودم. همه کس المپیاد و المپیادی را جدا از دیگران تصور میکند، اما با دو اتفاقی که در این هفته رخ داد، دیدگاه تازه ای را نیز دیدم.

تصویر معرفی سایت المپیادهای علمی ایران

اتفاق اول: دوشنبه به دیدن فیلم ورود آقایان ممنوع ساخته رامبد جوان رفتم. جدای از ارزش گذاری هنری و بحثهای فنی فیلم که من کاملا با آنها بیگانه هستم، بررسی موضوعی مثل المپیاد شیمی در یک فیلم سینمایی برایم اندکی غریب بود. بیشتر که فکر کردم دیدم کلا بررسی موضوعات علمی، دانش آموزی، دانشجویی و زندگی نوجوانی در سینمای ما بیگانه است. در دو سال اخیر چند فیلم هالیوود با موضوع کالج و نوجوانی دیده اید؟ چند فیلم جذاب مانند "ذهن زیبا" شما را با زندگی یک دانشمند آشنا کرده است؟ حالا چند فیلم ایرانی نام ببرید که در طول تاریخ ساخته شده و نگاهی به بررسی دوران دبیرستان کرده باشد. حتی همین فیلم ورود آقایان ممنوع نیز نگاه المپیادی خود را فقط با نام بردن از این موضوع پی میگیرد و پایان میدهد.

از آنجا که هر کجا نامی از المپیاد و به خصوص المپیاد شیمی برده شود، به سرعت نظرم جلب میشود، در طول فیلم دنبال نشانه های واقعی المپیاد بودم که ناگهای دختران را در حال مطالعه کتاب المپیادهای شیمی ایران خودم دیدم! بعد از آن هم آقای عطاران کتابم را به عنوان منبع معرفی کرد و در نهایت تا انتهای فیلم همان کتاب به عنوان تنها نماد المپیاد شیمی مطرح شد!

اتفاق دوم: از صبح دوشنبه دانش آموزان و دوستان SMS و ایمیلهای زیادی فرستادند که سایت شما در برنامه کلیک شبکه BBC فارسی به عنوان سایتی جامع برای آموزش المپیاد معرفی شده است. واقعا خوشحال شدم. دیدن برنامه برایم مقدور نبود و توانستم به ترفندهای مختلف برنامه کلیک را دانلود کنم. جالب بود که یک معرفی چند ثانیه ای، اینقدر برایم اهمیت داشت و شادی به ارمغان آورد. به یاد نامه هایی افتادم که به مسوولین مختلف آموزشی ایران داده بودیم و درخواست معرفی سایت را به دانش آموزان کرده بودیم. شک دارم که هنوز یکی از آنها خوانده شده باشد. البته همچنان امیدوارم بالاخره روزی اینقدر بر رشد فرهنگ المپیادی و دانش نوجوانان نقش داشته باشیم که مسوولین نیز مانند دانش آموزان نتوانند تلاشهای انجام شده را نادیده بگیرند. [کلیپ معرفی سایت المپیادهای علمی ایران در BBC فارسی با حجم ۹٫۶ مگابایت]

» ديدگاه ۳
سنجش! تو شکست خوردی

سازمان سنجش آموزش کشور با داشتن تجربه ای گران بها در برگزاری آزمونهای بزرگی چونسازمان سنجش آموزش کشور کنکور سراسری، آزمونهای زبانهای خارجی، المپیاد دانشجویی و … دست به کار شد تا با طرحی جدید، برگزاری آزمون دکتری را سراسری کرده و پذیرش دانشگاهی آن را متوقف سازد. این تصمیم سازمان سنجش برای برگزاری آزمونی متمرکز و ایجاد فرصت یکسان برای تمام شرکت کنندگان، با هدف از بین بردن بی عدالتی گزینش در تحصیلات فرا تکمیلی! در نظر گرفته شده بود. طرحی که در سال اول با شکست بزرگی مواجه شد.

سالها بود که هر دانشگاه و موسسه آموزش عالی، به طور مجزا دانشجویان دوره دکتری را گزینش مینمود. در این گزینش ابتدا آزمون کتبی تخصصی برگزار میشد که در دانشگاه های مختلف بین  30 تا ۵۰ درصد از امتیاز نهایی را در بر داشت. برگزیدگان این مرحله در مصاحبه شرکت مینمودند تا بتوانند سوابق علمی خود را ارایه داده و از امتیاز آنها نیز بهره مند شوند. چه حرفها و شایعاتی که درباره همین مرحله مصاحبه شفاهی وجود داشت! [دنبالک] بارها دیده میشد که استاد راهنما برای جذب دانشجوی مورد علاقه، با دیگر اساتید بده و بستان داشتند و نمره های بی ربط به آموخته ها و امتیازات دانشجویان درج میگردید.

اما پس از وارد شدن عجولانه سازمان سنجش به این عرصه، اشکالات به مراتب بیشتر و عمیق تر گردید. سرفصل اشکالات مهم این پذیرش از دید من به طور فهرست وار ذکر میگردد:

  1. طرحی عجولانه که بدون هماهنگی با اساتید و دانشگاه ها اطلاع رسانی شد. در ابتدا بسیاری از دانشگاه ها (از جمله دانشگاههای تهران و صنعتی شریف) با آن مخالفت کردند و کشمکش بر سر جذب دانشجویان دکتری و ثبت نام آزمون آنها تا اسفندماه ۱۳۸۹ ادامه داشت.

  2. لیست دانشگاه های پذیرنده و رشته هایی که آمادگی دریافت دانشجو را داشتند در طول مدت ثبت نام بارها و بارها تغییر کرد، حتی در روز ارایه کارت شرکت در آزمون، بیش از ۳۰ درصد رشته-دانشگاه ها حذف شده یا تغییر کرده بودند.

  3. سرفصل در نظر گرفته شده برای مطالب آزمون دکترای تخصصی، به هیچ وجه با تخصص دانشجویان همخوانی نداشت. این موضوع را میتوان از عدم توانایی سازمان سنجش در طرح سوالات تخصصی این تعداد رشته دانست. به طور مثال برای تمام رشته های مهندسی مطالب دروس ریاضی مقدماتی، فیزیک مقدماتی، زبان خارجی و استعداد تحصیلی (بخوانید هوش) برای آزمون در نظر گرفته شد. به این ترتیب مهندس مکانیک، عمران، پلیمر، برق، شیمی و … همه در یک آزمون شرکت کردند.

  4. سطح آزمون کتبی و منابع به گونه ای بود که بازار کلاسهای کنکور دکتری (خنده دار نیست؟!) داغ تر شد و دوپینگ کنندگان، بدون حتی کوچکترین درک عمومی از رشته ای که باید حداقل ۶ سال در آن تفکر میکردند، میتوانستند به بهترین نتیجه ها دست یابند. به طور کلی آزمون دکتری تخصصی کاملا شبیه به کنکور سراسری ورود به دانشگاه ها و با همان سرفصلها طرح شد.

  5. آزمون به صورت کاملا ابتکاری به طریقه تستی، تشریحی، کوتاه جوابی و … برگزار شد. محاسبه احتمال اشتباه در تصحیح خودکار برگه ای که یک معادله دیفرانسیل چند جمله ای با خودکار در آن نوشته شده است را بیابید!

  6. نتایج آزمون کتبی اعلام شد و در برخی رشته ها هر جنبنده ای که در آزمون شرکت کرده بود مجاز به مصاحبه در دانشگاهها و موسسات آموزش تکمیلی گردید. سازمان سنجش اعلام کرد که نمره این آزمون هیچ گونه تاثیری در گزینش نهایی دانشجویان نخواهد داشت. (قدرت تفکیک فیلتری را فرض کنید که برای جدا کردن شن و آب به کار میرود، اما قطر هر سوراخ آن ۵ متر است!)

  7. برای مصاحبه هر رشته – دانشگاه مبلغ ۲۵ و ۵۰ هزار تومان در نظر گرفته شد (دانشگاههای اعیان مثل دانشگاه تهران به کمتر از ۵۰ هزار تومان برای هر رشته راضی نبودند). از آنجا که همچنان یکی از مهمترین شروط ادامه تحصیل، عدم اشتغال است و دانشجویی که شغل ندارد، پول هم ندارد، تصور کنید دانشجوی ۳۰ ساله ای را که فقط در ۵ رشته-دانشگاه قبول شده است و برای مصاحبه با گردن کج یا سری پایین از شرم، جلوی پدر یا مادر خود ایستاده و میگوید: "مامان / بابا، میخوام برم مصاحبه دکترا، ۲۰۰ هزار تومن بهم بده!"

  8. سازمان سنجش با برگزاری آزمون کتبی دوباره در دانشگاهها به شدت مخالفت میکند و آن را مغایر قوانین میداند. بنابراین تنها عامل موثر در قبولی مصاحبه شفاهی میشود. از آنجا که دوباره بده بستان و قرارهای قبلی استاد و دانشجو داغ میشود، پیدا کنید که این کار سازمان سنجش چه نتیجه مفیدی داشته است؟!

خدا را شکر که سیاست آموزشی کشور در راستای افزایش حجم دانش آموختگان است و هر ساله تعداد پذیرفته شدگان در تحصیلات تکمیلی با رشد قابل توجهی مواجه بوده است. حال مسایل کوچک و بی اهمیتی چون جذب بهترینها و برگزاری آزمونی سالم، ایجاد فرصتهای شغلی متناسب، تامین نیازهای تحقیقاتی، تامین معیشت دانشجویی، ایجاد فضای آموزشی و … در مقابل این هدف بزرگ (هر ایرانی حداقل یک مدرک دکتری) چقدر ناچیز به شمار می آیند.

» بدون ديدگاه
چرا المپیاد؟ – مقدمه

چرا توصیه میکنیم دانش آموزان بهترین دوران زندگی خود را صرف مطالعه ای یکسویه و تک جهته کنند؟ دورانی از زندگی که هر نوجوانی میتواند تمام آینده خود را در آن بسازد و ممکن است با طناب المپیاد به ته جاه نا امیدی یا غرور سقوط کند…

المپیاد یک مسابقه علمی است و پیشرفت علمی میتواند یکی از گزینه های مطلوب نوجوانان باشد. شرکت در مسابقه ایمقدمه، چرا المپیاد؟ بزرگ انگیزه ای بزرگ و کوششی بیشتر طلب میکند و اگر دانش آموزی این انگیزه را در خود احساس کند چرا باید آن را ناکام گذارد؟

از سوی دیگر اکنون المپیاد علاوه بر راهی برای پیشرفت علمی به عنوان یک مسابقه برای تعیین سرنوشت نیز بدل شده است. شما با کسب مدال میتوانید از مزایای نخبگی بهره مند شوید، امتیازاتی که اگرچه برای کوششی چند ساله اندک و ناچیز هستند، اما در ایران امروز میتوانند کورسوی امیدی به سوی آسایش ذهنی و موفقیت باشند. همچنین باور عمومی این است که فرد “المپیادی” در همه جای دنیا از احترام ویژه برخوردار است و تا انتهای زندگی علمی خود میتواند از فواید برنده شدن در این مسابقه استفاده کند.

قصد دارم در چند بخش، ویژگی های این آزمون و مزایا و معایب آن را که به طور تجربی مشاهده کردم، برای خوانندگان نیز بازگو کنم. اگر شما نیز دوست دارید در این نوشته سهیم باشید، میتوانید از بخش تماس با من، تجربیات خود را بفرستید تا در جای مناسب طبقه بندی شود.

» ديدگاه ۵
مراسم اهدای مدال المپیادهای سال ۸۹ چه شد؟

هر ساله پس از برگزاری دوره تابستانه المپیادهای علمی و ادبی، رتبه بندی دانش آموزان مشخص شده و مدال های طلا، نقره و برنز طی مراسمی با حضور اساتید، مقامات اجرایی و خانواده های آنان اهدا میشد.

این رسم (اهدای مدال به نحوی شایسته) که در تمام رشته های فخر آفرین علمی، ورزشی و هنری رواج دارد، باعث ایجاد انگیزه بیشتر جهت کسب موفقیتهای بعدی است.

اما خبر اول [در ۱ شهریور ۱۳۸۹] :

از آنجا که برگزار کنندگان مراسم پایان دوره تابستانی المپیادهای علمی کشور ،مسوولین وزارت آموزش و پرورش و دانش پژوهان شرکت کننده در این دوره همگی علاقمند به حضور جناب آقای دکتر احمدی نژاد ریاست محترم و محبوب جمهوری اسلامی ایران در این مراسم بودند تلاشها و رایزنیهایی در این مورد صورت پذیرفت لیکن امکان حضور ایشان در مراسم روز چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۸۹ میسر نشد لذا این مراسم به زمان دیگری که متعاقبا به اطلاع عزیزان خواهد رسید موکول گشت.

و در همین راستا خبر دوم [در ۲۵ آبان ۱۳۸۹] :

بدینوسیله نام کلیه شرکت کنندگان در دوره تابستانی المپیادهای علمی و مدال دریافتی توسط آنان به صورت  رسمی اعلام می گردد. ضمن تبریک مجدد به این عزیزان به اطلاع آنان و خانواده محترمشان می رساند علیرغم تمامی تلاشهای انجام گرفته برگزاری جشن پایان دوره تابستانی سال ۱۳۸۹ مقدور نگردید؛ لذا تمامی شرکت کنندگان عزیز می توانند از روزهای شنبه تا ۲۰ آذر ۱۳۸۹ لغایت چهارشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۹  ( به غیر از روزهای تعطیل) در ساعات اداری جهت دریافت لوح و مدال خود با ارائه کارت شناسایی معتبر به باشگاه مراجعه نمایند . ضمناً خانواده دانش پژوهان با ارائه کارت شناسایی خود و دانش پژوه می توانند نسبت به این امر اقدام نمایند.

سوالاتی که در ذهن مطرح میشود:

  1. آیا برگزاری یک جشن ساده که سابقه ای چند دهه ای دارد، اینقدر سخت بوده که با این همه هماهنگی به عمل آمده! برگزار نشده است؟
  2. اگر در رشته های ورزشی برترین افراد را اینطور منتظر و بی جواب میگذاشتند چه بازتابی داشت؟
  3. آیا ارزش مدالهای علمی اینقدر پایین است یا گرفتن مدال جرم است که یواشکی باید دریافت شوند؟
  4. این دانش آموزان که شبانه روز تلاش کرده اند و از وقت، انرژی و سرمایه های خود و خانواده شان هزینه کرده اند چقدر ارزش دارند؟ و آیا چون  مدال آوران المپیادی را حتی اساتید و مسوولین باشگاه هم نمیشناسند باید کارت شناسایی معتبر ارایه کنند؟
  5. فردا روزی که تعداد زیادی از همین دانش آموزان مدال آفرین در دانشگاه های معتبر خارجی افتخار کسب میکنند هم در آنجا همین برخورد با آنها خواهد شد؟
  6. چرا از ابتدا بهای علم را اندک فرض میکنیم تا در انتها مجبور باشیم برای فرار مغزها (یا به قول برخی، جابجایی مغرها) خشمگین شویم؟
» ديدگاه ۶

هدف

هنوز بر این باورم که میشود کاری کرد. اینجا را برای پیشرفت مینویسم.

آخرین نوشته های من



ديدگاههاي اخير

  • خلینا: سلام، من از بچه های دبیرستان خاصی تعریف نکرده ام! از نظر من...
  • عرفان محجوب: agha yani nashod ye baram begin madrese talash raftim ajab b...
  • مینا: بله! بله! پس الکی تو سرمون نمی زنن که ما کلی کار واستون انجا...
  • خلینا: بله میشه بپرسید، البته چون پس از پرسش شما من باید پاسخ بدهم،...
  • مینا: میشه بپرسم فرزانگان اهواز به چه مناسبتی شما رو دعوت کرده بود...