* ذره بین *

گاه نوشته های مرتضی خلینا

تمام نوشته هاي مربوط به تگ ’نقد‘

سنجش! تو شکست خوردی

سازمان سنجش آموزش کشور با داشتن تجربه ای گران بها در برگزاری آزمونهای بزرگی چونسازمان سنجش آموزش کشور کنکور سراسری، آزمونهای زبانهای خارجی، المپیاد دانشجویی و … دست به کار شد تا با طرحی جدید، برگزاری آزمون دکتری را سراسری کرده و پذیرش دانشگاهی آن را متوقف سازد. این تصمیم سازمان سنجش برای برگزاری آزمونی متمرکز و ایجاد فرصت یکسان برای تمام شرکت کنندگان، با هدف از بین بردن بی عدالتی گزینش در تحصیلات فرا تکمیلی! در نظر گرفته شده بود. طرحی که در سال اول با شکست بزرگی مواجه شد.

سالها بود که هر دانشگاه و موسسه آموزش عالی، به طور مجزا دانشجویان دوره دکتری را گزینش مینمود. در این گزینش ابتدا آزمون کتبی تخصصی برگزار میشد که در دانشگاه های مختلف بین  30 تا ۵۰ درصد از امتیاز نهایی را در بر داشت. برگزیدگان این مرحله در مصاحبه شرکت مینمودند تا بتوانند سوابق علمی خود را ارایه داده و از امتیاز آنها نیز بهره مند شوند. چه حرفها و شایعاتی که درباره همین مرحله مصاحبه شفاهی وجود داشت! [دنبالک] بارها دیده میشد که استاد راهنما برای جذب دانشجوی مورد علاقه، با دیگر اساتید بده و بستان داشتند و نمره های بی ربط به آموخته ها و امتیازات دانشجویان درج میگردید.

اما پس از وارد شدن عجولانه سازمان سنجش به این عرصه، اشکالات به مراتب بیشتر و عمیق تر گردید. سرفصل اشکالات مهم این پذیرش از دید من به طور فهرست وار ذکر میگردد:

  1. طرحی عجولانه که بدون هماهنگی با اساتید و دانشگاه ها اطلاع رسانی شد. در ابتدا بسیاری از دانشگاه ها (از جمله دانشگاههای تهران و صنعتی شریف) با آن مخالفت کردند و کشمکش بر سر جذب دانشجویان دکتری و ثبت نام آزمون آنها تا اسفندماه ۱۳۸۹ ادامه داشت.

  2. لیست دانشگاه های پذیرنده و رشته هایی که آمادگی دریافت دانشجو را داشتند در طول مدت ثبت نام بارها و بارها تغییر کرد، حتی در روز ارایه کارت شرکت در آزمون، بیش از ۳۰ درصد رشته-دانشگاه ها حذف شده یا تغییر کرده بودند.

  3. سرفصل در نظر گرفته شده برای مطالب آزمون دکترای تخصصی، به هیچ وجه با تخصص دانشجویان همخوانی نداشت. این موضوع را میتوان از عدم توانایی سازمان سنجش در طرح سوالات تخصصی این تعداد رشته دانست. به طور مثال برای تمام رشته های مهندسی مطالب دروس ریاضی مقدماتی، فیزیک مقدماتی، زبان خارجی و استعداد تحصیلی (بخوانید هوش) برای آزمون در نظر گرفته شد. به این ترتیب مهندس مکانیک، عمران، پلیمر، برق، شیمی و … همه در یک آزمون شرکت کردند.

  4. سطح آزمون کتبی و منابع به گونه ای بود که بازار کلاسهای کنکور دکتری (خنده دار نیست؟!) داغ تر شد و دوپینگ کنندگان، بدون حتی کوچکترین درک عمومی از رشته ای که باید حداقل ۶ سال در آن تفکر میکردند، میتوانستند به بهترین نتیجه ها دست یابند. به طور کلی آزمون دکتری تخصصی کاملا شبیه به کنکور سراسری ورود به دانشگاه ها و با همان سرفصلها طرح شد.

  5. آزمون به صورت کاملا ابتکاری به طریقه تستی، تشریحی، کوتاه جوابی و … برگزار شد. محاسبه احتمال اشتباه در تصحیح خودکار برگه ای که یک معادله دیفرانسیل چند جمله ای با خودکار در آن نوشته شده است را بیابید!

  6. نتایج آزمون کتبی اعلام شد و در برخی رشته ها هر جنبنده ای که در آزمون شرکت کرده بود مجاز به مصاحبه در دانشگاهها و موسسات آموزش تکمیلی گردید. سازمان سنجش اعلام کرد که نمره این آزمون هیچ گونه تاثیری در گزینش نهایی دانشجویان نخواهد داشت. (قدرت تفکیک فیلتری را فرض کنید که برای جدا کردن شن و آب به کار میرود، اما قطر هر سوراخ آن ۵ متر است!)

  7. برای مصاحبه هر رشته – دانشگاه مبلغ ۲۵ و ۵۰ هزار تومان در نظر گرفته شد (دانشگاههای اعیان مثل دانشگاه تهران به کمتر از ۵۰ هزار تومان برای هر رشته راضی نبودند). از آنجا که همچنان یکی از مهمترین شروط ادامه تحصیل، عدم اشتغال است و دانشجویی که شغل ندارد، پول هم ندارد، تصور کنید دانشجوی ۳۰ ساله ای را که فقط در ۵ رشته-دانشگاه قبول شده است و برای مصاحبه با گردن کج یا سری پایین از شرم، جلوی پدر یا مادر خود ایستاده و میگوید: "مامان / بابا، میخوام برم مصاحبه دکترا، ۲۰۰ هزار تومن بهم بده!"

  8. سازمان سنجش با برگزاری آزمون کتبی دوباره در دانشگاهها به شدت مخالفت میکند و آن را مغایر قوانین میداند. بنابراین تنها عامل موثر در قبولی مصاحبه شفاهی میشود. از آنجا که دوباره بده بستان و قرارهای قبلی استاد و دانشجو داغ میشود، پیدا کنید که این کار سازمان سنجش چه نتیجه مفیدی داشته است؟!

خدا را شکر که سیاست آموزشی کشور در راستای افزایش حجم دانش آموختگان است و هر ساله تعداد پذیرفته شدگان در تحصیلات تکمیلی با رشد قابل توجهی مواجه بوده است. حال مسایل کوچک و بی اهمیتی چون جذب بهترینها و برگزاری آزمونی سالم، ایجاد فرصتهای شغلی متناسب، تامین نیازهای تحقیقاتی، تامین معیشت دانشجویی، ایجاد فضای آموزشی و … در مقابل این هدف بزرگ (هر ایرانی حداقل یک مدرک دکتری) چقدر ناچیز به شمار می آیند.

» بدون ديدگاه
چرا المپیاد؟ – مقدمه

چرا توصیه میکنیم دانش آموزان بهترین دوران زندگی خود را صرف مطالعه ای یکسویه و تک جهته کنند؟ دورانی از زندگی که هر نوجوانی میتواند تمام آینده خود را در آن بسازد و ممکن است با طناب المپیاد به ته جاه نا امیدی یا غرور سقوط کند…

المپیاد یک مسابقه علمی است و پیشرفت علمی میتواند یکی از گزینه های مطلوب نوجوانان باشد. شرکت در مسابقه ایمقدمه، چرا المپیاد؟ بزرگ انگیزه ای بزرگ و کوششی بیشتر طلب میکند و اگر دانش آموزی این انگیزه را در خود احساس کند چرا باید آن را ناکام گذارد؟

از سوی دیگر اکنون المپیاد علاوه بر راهی برای پیشرفت علمی به عنوان یک مسابقه برای تعیین سرنوشت نیز بدل شده است. شما با کسب مدال میتوانید از مزایای نخبگی بهره مند شوید، امتیازاتی که اگرچه برای کوششی چند ساله اندک و ناچیز هستند، اما در ایران امروز میتوانند کورسوی امیدی به سوی آسایش ذهنی و موفقیت باشند. همچنین باور عمومی این است که فرد “المپیادی” در همه جای دنیا از احترام ویژه برخوردار است و تا انتهای زندگی علمی خود میتواند از فواید برنده شدن در این مسابقه استفاده کند.

قصد دارم در چند بخش، ویژگی های این آزمون و مزایا و معایب آن را که به طور تجربی مشاهده کردم، برای خوانندگان نیز بازگو کنم. اگر شما نیز دوست دارید در این نوشته سهیم باشید، میتوانید از بخش تماس با من، تجربیات خود را بفرستید تا در جای مناسب طبقه بندی شود.

» ديدگاه ۵
مراسم اهدای مدال المپیادهای سال ۸۹ چه شد؟

هر ساله پس از برگزاری دوره تابستانه المپیادهای علمی و ادبی، رتبه بندی دانش آموزان مشخص شده و مدال های طلا، نقره و برنز طی مراسمی با حضور اساتید، مقامات اجرایی و خانواده های آنان اهدا میشد.

این رسم (اهدای مدال به نحوی شایسته) که در تمام رشته های فخر آفرین علمی، ورزشی و هنری رواج دارد، باعث ایجاد انگیزه بیشتر جهت کسب موفقیتهای بعدی است.

اما خبر اول [در ۱ شهریور ۱۳۸۹] :

از آنجا که برگزار کنندگان مراسم پایان دوره تابستانی المپیادهای علمی کشور ،مسوولین وزارت آموزش و پرورش و دانش پژوهان شرکت کننده در این دوره همگی علاقمند به حضور جناب آقای دکتر احمدی نژاد ریاست محترم و محبوب جمهوری اسلامی ایران در این مراسم بودند تلاشها و رایزنیهایی در این مورد صورت پذیرفت لیکن امکان حضور ایشان در مراسم روز چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۸۹ میسر نشد لذا این مراسم به زمان دیگری که متعاقبا به اطلاع عزیزان خواهد رسید موکول گشت.

و در همین راستا خبر دوم [در ۲۵ آبان ۱۳۸۹] :

بدینوسیله نام کلیه شرکت کنندگان در دوره تابستانی المپیادهای علمی و مدال دریافتی توسط آنان به صورت  رسمی اعلام می گردد. ضمن تبریک مجدد به این عزیزان به اطلاع آنان و خانواده محترمشان می رساند علیرغم تمامی تلاشهای انجام گرفته برگزاری جشن پایان دوره تابستانی سال ۱۳۸۹ مقدور نگردید؛ لذا تمامی شرکت کنندگان عزیز می توانند از روزهای شنبه تا ۲۰ آذر ۱۳۸۹ لغایت چهارشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۹  ( به غیر از روزهای تعطیل) در ساعات اداری جهت دریافت لوح و مدال خود با ارائه کارت شناسایی معتبر به باشگاه مراجعه نمایند . ضمناً خانواده دانش پژوهان با ارائه کارت شناسایی خود و دانش پژوه می توانند نسبت به این امر اقدام نمایند.

سوالاتی که در ذهن مطرح میشود:

  1. آیا برگزاری یک جشن ساده که سابقه ای چند دهه ای دارد، اینقدر سخت بوده که با این همه هماهنگی به عمل آمده! برگزار نشده است؟
  2. اگر در رشته های ورزشی برترین افراد را اینطور منتظر و بی جواب میگذاشتند چه بازتابی داشت؟
  3. آیا ارزش مدالهای علمی اینقدر پایین است یا گرفتن مدال جرم است که یواشکی باید دریافت شوند؟
  4. این دانش آموزان که شبانه روز تلاش کرده اند و از وقت، انرژی و سرمایه های خود و خانواده شان هزینه کرده اند چقدر ارزش دارند؟ و آیا چون  مدال آوران المپیادی را حتی اساتید و مسوولین باشگاه هم نمیشناسند باید کارت شناسایی معتبر ارایه کنند؟
  5. فردا روزی که تعداد زیادی از همین دانش آموزان مدال آفرین در دانشگاه های معتبر خارجی افتخار کسب میکنند هم در آنجا همین برخورد با آنها خواهد شد؟
  6. چرا از ابتدا بهای علم را اندک فرض میکنیم تا در انتها مجبور باشیم برای فرار مغزها (یا به قول برخی، جابجایی مغرها) خشمگین شویم؟
» ديدگاه ۶
بچ ِ من (چرا دوستان رفتند؟)

وقتی میبینم از بین دوره صد و هفتاد و خرده ای نفری نسل دوازدهم علامه حلی تهران الان حدود ده-پانزده نفر ایران هستند به عقل خود شک میکنم که چرا مانده ام؟

تعدادی از مشکلات بنیادی دانش پژوهان و دانشجویان ایرانی که در آغاز و حین یک کار تحقیقاتی (به خصوص پروژه های شیمیایی و مربوط به مواد) با آن برخورد میکنند:

  • ماده اولیه را از کجا بخرم؟
  • آیا این ماده تحریم است؟
  • بودجه مورد نیاز را از کجا بگیرم؟
  • آیا نمونه ای که به دستم رسیده است، سالم است یا فاسد شده است؟
  • آیا دستگاهی برای تست این نمونه در ایران وجود دارد [که سالم باشد]؟
  • آیا میتوانم مقالات و کتب مورد نیاز برای مطالعه را پیدا کنم؟
  • آیا کلید کمدی که وسایل را در آن قرار میدهم قابل اعتماد است؟
  • کی قرار است برق آزمایشگاه قطع شود؟ برنامه قطعی برق را از کجا بیابم؟
  • کی اینترنت وصل است؟ ساعات اتصال شبکه را از کجا بیابم؟
  • چه موقع حال مسوول آزمایشگاه یا اپراتور شناسایی خوب است؟
  • فعلا که مشکلی نیست، اما اگر مشکلی پیش بیاید از چه کسی کمک بگیرم؟
    » بدون ديدگاه
    نقد برگزاری المپیادهای علمی (۳) پس از آزمون

    در بخشهای پیشین نقد المپیادهای علمی ایران [۱] و [۲] به بررسی مشکلات قبل از برگزاری آزمون و روزهای برگزاری المپیادهای علمی ایران پرداختیم. اما با توجه به بازخوردهای گرفته شده از دانش آموزان سراسر ایران در سایت المپیادهای علمی ایران [۳] طی سالهای ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۹، بیشترین مشکل روند برگزاری این مسابقات به بعد از آزمون باز میگردد. این مشکلات را میتوان در چند دسته خلاصه نمود:

    عدم اطلاع رسانی درست برای زمان اعلام نتایج: شاید این به تنهایی مشکل بزرگی نباشد! اما در همین مورد ضعف روابط عمومی باشگاه به خوبی نشان داده میشود. دانش آموزان روزهای زیادی را در اضطراب اعلام نتایج میگذرانند و به سایتهای مختلف اینترنتی سر زده و به دنبال انواع شایعات احساساتی میشوند. بنابراین تعدادی از دانش آموزان که از قبولی خود اطمینان کافی ندارند نمیتوانند برای مرحله دوم یا دوره تابستانه آماده شوند و این فرصت را از دست میدهند.

    عدم تصحیح مناسب برگه های تستی و تشریحی: تصحیح یکسان و درست برگه ها از مهمترین ارکان یک آزمون استاندارد میباشد. اما هر ساله اشتباهات بسیاری در تصحیح برگه های رشته های مختلف به چشم میخورد [مثلا ۴] .  به همین دلیل هرساله تعدادی از دانش آموزان پس از اعلام نتایج و با اعتراضات فراوان وارد دوره تابستانی میشوند و جالب آن است که مدالهای طلای بسیاری از بین این دانش آموزان به دست آمده است. کافی است به یاد آورید که عدم قبولی در مرحله دوم یعنی کنکور و هزاران مشکل دیگر و مدال طلا یعنی معافیت کنکور و سربازی و نخبه کشوری و هزاران مزایای دیگر. برای مثال در دوره هجدهم المپیاد شیمی تعداد ۱۱ نفر با اعتراض قبول شدند و در پایان دوره تابستانه ۲ طلای کشوری از بین همین افراد انتخاب شد.

    بنابراین عدم دقت کافی در تصحیح برگه ها ممکن است باعث تغییر سرنوشت انسانهایی شود که با اعتماد کامل به باشگاه، تمام تلاش خود را در جهت کسب اطلاعات بیشتر انجام داده اند.

    عدم اطلاع رسانی در مورد نمره قبولی و عدم ارایه کارنامه: این کمترین حق هر شرکت کننده است که بداند در پس از انجام مسابقه در کجا قرار داشته است و دیگر رقیبان او چه کرده اند. حد اقل نمره قبولی هر سال مانند یک رمز ناگشودنی نزد باشگاه باقی میماند و هیچ یک از دانش آموزان نمیتوانند بر اساس آن خود را محک بزنند. این عدم اطلاع رسانی باعث حرف ها و شایعاتی در مورد  انتخاب افرادی که از لحاظ علمی ضعیفتر هستند اما امتیازات دیگری دارند شده است. ارایه کارنامه که داستانی عجیبتر دارد. هنوز کسی نمیداند چرا کارنامه همه شرکت کنندگان به آنها ارایه نمیشود یا روی سایت باشگاه قرار نمیگیرد که هر دانش آموز بتواند با کد داوطلبی خود آن را مشاهده کند. جالبتر اینکه بنابر گفته روابط عمومی باشگاه دانش پژوهان جوان در پاسخ تماسهای تلفنی پیاپی، ارایه کارنامه فقط به صورت حضوری و آن هم نه به همه افراد (بلکه به انتخاب باشگاه) صورت میگیرد.

    از خود سوال کنید که یک دانش آموز زاهدانی در فرصت ۳ روزه اعلام نتایج و اعتراضات چگونه باید برنامه ریزی کند تا به تهران بیاید و کارنامه خود را بگیرد؟ سپس چند روز منتظر بماند و هر روز پیگیری کند تا بلکه بتواند جواب اعتراض خود را نیز به دست آورد. دانش آموزی که ممکن است هیچ یک از افراد خانواده وی کوچکترین آشنایی با تهران نداشته باشند و از قضا امکان دارد جزو کسانی باشد که میتوانست با اعتراض به جمع شرکت کنندگان دوره تابستانه برسد و مدال طلای آن سال را به دست آورد.

    جمع بندی:

    با توجه به نکات گفته شده در سه بخش گذشته، بیشترین مشکل باشگاه در برگزاری باشگاه به اطلاع رسانی نامناسب و ناکافی بازمیگردد. اگرچه روابط عمومی باشگاه در طول چند سال اخیر کوشیده است تا با به روز رسانی سایت خود این مشکل را برطرف کند، اما صرف انرژی بر روی مسایلی همچون تبلیغات کتاب و کلاس و آزمون باعث شده است تا این روابط عمومی از مهمترین هدف خود کمی فاصله بگیرد و با سرعت بسیار اندکی پیشرفت نماید.

    دومین مشکل المپیادهای علمی ایران از دید دانش آموزان و کارشناسان خارج از باشگاه مربوط به بی حوصلگی و عدم اختصاص زمان کافی به طراحی آزمون، حروفچینی آن و تصحیح سوالات از طرف کمیته های علمی است.  شایسته است این عزیزان که هریک دنیایی از دانش رشته تخصصی خود میباشند، با صرف زمان بیشتر این مشکل را برطرف نمایند.

    در پایان منتظر دیدگاه های شما در بخش نظرات هستیم. با آرزوی توفیق الهی برای تمام دانش آموزان کوشای ایرانی و کسب بیشترین افتخارات در سالهای آینده.

    حسام الدین مرتضی خلینا، بهار ۱۳۸۹

    » ديدگاه ۷

    هدف

    هنوز بر این باورم که میشود کاری کرد. اینجا را برای پیشرفت مینویسم.

    آخرین نوشته های من

    

    ديدگاههاي اخير

    • خلینا: سلام، من از بچه های دبیرستان خاصی تعریف نکرده ام! از نظر من...
    • عرفان محجوب: agha yani nashod ye baram begin madrese talash raftim ajab b...
    • مینا: بله! بله! پس الکی تو سرمون نمی زنن که ما کلی کار واستون انجا...
    • خلینا: بله میشه بپرسید، البته چون پس از پرسش شما من باید پاسخ بدهم،...
    • مینا: میشه بپرسم فرزانگان اهواز به چه مناسبتی شما رو دعوت کرده بود...