* ذره بین *

گاه نوشته های مرتضی خلینا

تمام نوشته هاي مربوط به تگ ’پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی‘

بچ ِ من (چرا دوستان رفتند؟)

وقتی میبینم از بین دوره صد و هفتاد و خرده ای نفری نسل دوازدهم علامه حلی تهران الان حدود ده-پانزده نفر ایران هستند به عقل خود شک میکنم که چرا مانده ام؟

تعدادی از مشکلات بنیادی دانش پژوهان و دانشجویان ایرانی که در آغاز و حین یک کار تحقیقاتی (به خصوص پروژه های شیمیایی و مربوط به مواد) با آن برخورد میکنند:

  • ماده اولیه را از کجا بخرم؟
  • آیا این ماده تحریم است؟
  • بودجه مورد نیاز را از کجا بگیرم؟
  • آیا نمونه ای که به دستم رسیده است، سالم است یا فاسد شده است؟
  • آیا دستگاهی برای تست این نمونه در ایران وجود دارد [که سالم باشد]؟
  • آیا میتوانم مقالات و کتب مورد نیاز برای مطالعه را پیدا کنم؟
  • آیا کلید کمدی که وسایل را در آن قرار میدهم قابل اعتماد است؟
  • کی قرار است برق آزمایشگاه قطع شود؟ برنامه قطعی برق را از کجا بیابم؟
  • کی اینترنت وصل است؟ ساعات اتصال شبکه را از کجا بیابم؟
  • چه موقع حال مسوول آزمایشگاه یا اپراتور شناسایی خوب است؟
  • فعلا که مشکلی نیست، اما اگر مشکلی پیش بیاید از چه کسی کمک بگیرم؟
    » بدون ديدگاه
    مصاحبه، گزینش و اشتغال تحصیلی!

    سالها است که در ایران و دیگر کشورها برای ادامه تحصیل، تعیین سمت شغلی، پیشرفتهای اجتماعی و حتی معرفی افراد در رسانه ها ، مصاحبه ها و گزینشهایی انجام میشود. بنا به تقدیر من نیز در گزینشهای سازمانهای زیادی شرکت کرده ام که بهترین خاطره ام از مصاحبه برای انتخاب به سال ۱۳۷۳ برای عضویت در سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان برمیگردد.

    اما همیشه در این جلسات برای من این سوال مطرح شده است که آیا این پرسشها میتواند معیاری برای تعیین صلاحیت فرد باشد؟ در مصاحبه های شغلی دیده ام که مواردی پرسیده شده است که به توانایی های فرد ربطی ندارد (مثل شغل پدر همسر)، یا اینکه برای تحصیلات تکمیلی در رشته فنی سوالات روانشناسی و جامعه شناسی مطرح میشود. اگر چه میتوانیم در علوم مختلف هر دو موضوعی را به یکدیگر مربوط کنیم، اما آیا اطلاعات عمومی فرد تاثیر بزرگی در افزایش دانش تخصصی او دارد؟ آیا شما با دامنه اطلاعات عمومی گسترده میتوانید ادعا کنید که درباره هر موضوعی توانایی اظهارنظر و مباحثه را دارید؟

    به شخصه دوست دارم قبل از این مصاحبه ها افراد اجرایی را با موضوعی که قرار است تعیین شایستگی شود آشنا کنند. به طور مثال افراد خبره در زمینه های علوم انسانی نمیتوانند صلاحیت فرد را در زمینه نانوکامپوزیتهای زیست تخریب پذیر تعیین کنند و همچنین یک مهندس طراح توانایی کافی در تعیین درجه افراد در بخش نیروی انسانی  ندارد.

    زنده شدن این خاطره به از آن جهت بود که امروز در مصاحبه آزمون دکتری پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی ایران نیز از هر دری سخنی گفته شد و اخر سر من نفهمیدم کدام موضوع میتواند شاخص تعیین صلاحیت دانشجو تلقی شود. زمان مصاحبه برخی از دانشجویان حدود ۵ دقیقه بود و برخی دیگر زمانی در حدود ۳۰ دقیقه در حال پرس و جو بودند. از برخی سوالات را به زبان انگلیسی پرسیدند و از دیگران به زبان فارسی.  همچنان سردرگم هستم که آیا شرایط همه برابر و یکسان بود؟

    موضوع جالب توجه دیگر پافشاری مسوولان تحصیلات تکمیلی کشور در عدم اشتغال دانشویان است. صحنه را تصور کنید:

    فردی در سال ۱۳۷۶ درجه کارشناسی ارشد خود را دریافت کرده است و اکنون در سال ۱۳۸۹ قصد ادامه تحصیل دارد. حداقل سن او ۴۰ سال است و همسر و دو فرزند دارد. چگونه میتواند بدون اشتغال زندگی خود را سپری کند؟

    سوالات بسیاری در ذهن جرقه میزند:

    • بسیاری از مسوولان که در هنگام داشتن پستهای مهم توانسته اند درجات بالای علمی را نیز طی کنند شاغل بوده اند یا خیر؟ اگر بوده اند که مخالف قانون تحصیلات تکمیلی است و اگر نبوده اند پس مدیریت بخش تابعه چگونه انجام میشده است؟
    • دانشجویی که تا مقطع دکتری نتوانسته است کاری انجام دهد، دکتر شود که چه؟ آیا در آینده قرار است معجزه ای اتفاق افتد که وی توانایی انجام کارهای تولیدی و اجرایی را به دست آورد؟
    • درس خواندن تا کجا مفید است؟ آیا شما حاضرید در حالی که همه مراحل تحصیلی را پشت سر هم گذرانده اید، تا سن ۳۰ سالگی از نظر اقتصادی به خانواده متکی باشید و به بیان ساده تر، هنوز دستتان در جیب پدرتان باشد؟
    • دکترهای امروز جامعه که طبق قانون باید بدون هیچ تجربه ای وارد بازار کار شوند چقدر میتوانند افراد مفیدی باشند؟ آیا آشنایی آنها با محیط اقتصادی و خشن بیرون از دانشگاه کافی است؟

    » ديدگاه ۲

    هدف

    هنوز بر این باورم که میشود کاری کرد. اینجا را برای پیشرفت مینویسم.

    آخرین نوشته های من

    

    ديدگاههاي اخير

    • خلینا: سلام، من از بچه های دبیرستان خاصی تعریف نکرده ام! از نظر من...
    • عرفان محجوب: agha yani nashod ye baram begin madrese talash raftim ajab b...
    • مینا: بله! بله! پس الکی تو سرمون نمی زنن که ما کلی کار واستون انجا...
    • خلینا: بله میشه بپرسید، البته چون پس از پرسش شما من باید پاسخ بدهم،...
    • مینا: میشه بپرسم فرزانگان اهواز به چه مناسبتی شما رو دعوت کرده بود...